تبليغاتX
پيله
دنیای من
 

 

...ديگه مهتاب نمياد

كرم شبتاب نمياد

بركت از كومه رفت

رستم از شاهنومه رفت

.

.

نه ستاره نه سرود

لب درياي حسود

زير اين طاق كبود

جز خدا هيچ نبود

جز خدا هيچ نبود...

.

.

.

پ.ن: آرام و بي آزار

+ نوشته شده در  شنبه سی ام تیر 1386ساعت 7:34  توسط من  | 

 

 

حالا شدي مثل يك بچه ي ناخواسته....بزرگ مي شوي و حجيم.....هم غذايت ميدهم از واژه و هم از بزرگ شدنت رنج ميكشم.و تو نفهم تر از آني كه در اثناي اين بزرگ شدنت بفهمي كه شانه هاي من زير بار اين همه خاطره و ياد و دست نوشته ، ديگر تاب مقاومت ندارند.

.

.

بجهنم كه من ناتوان ميشوم و تو گسترده!

.

معلم ها مي گويند و ميگويند : "به.......

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 12:28  توسط من  |