تبليغاتX
پيله
دنیای من
 

 

خب، واقعيت اين است كه آدم از يك جايي بايد شروع كند. و من خواستم بياغازم. با ترس و دلهره.

... 

اوايل يك دست و پا چلفتي تمام عيار بودم.نمي دانستم چطور بايد مراقبش باشم.چه رژيمي را رعايت كنم كه او خوب رشد كند. كه كج و كوله شكل نگيرد. كه معلول زاده نشود. سخت بود بي همراه و ياور. اما كم كم ياد گرفتم. ياري شدم و كمي شجاعتر.

...

هنوز هم نميدانم نگه اش دارم يا نه. فعلا كه هم من و هم او حالمان خوب است و مشكل چنداني نداريم.خوب با هم كنار آمديم تا الان گرچه  هنوز هم گاهي بی رحمانه لگد می زند.

...

اگر سقطش نكنم هفتم يا هشتم شهريور تولدش است.....استقلالم را ميگويم!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:23  توسط من  |